<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>زندگی به سبک خدا</title>
		<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>من یخچال هستم!</title>
						<description>&lt;p&gt;سلامِ من را از آشپزخانه میشنوید!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از ضروریات هستم و اهالی منزل بسیار دوستم دارند که ای کاش نداشتند! حتی اگر کاری بامن نداشته باشند روزی چند صدبار می‌آیند و خبرم را می‌گیرند‌. تا خوابم می‌بَرَد چراغ را روشن می‌کنند و شروع می‌کنند به ترق و تروق و حسابی کلافه ام می‌کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;فقط آقا مرتضی خیلی هوایم را دارد و حواسش هست تا اهالی مزاحم خواب من نشوند. هریک از بچه ها به سراغم می‌آید تذکر می‌دهد که باباجان چه می‌خواهی از جان این زبان بسته؟ ده دقیقه پیش تا کمر داخلش بودی، دوباره دنبال چه چیزی هستی؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یا مثلا مامان زری گاهی درم را باز می‌کند و ده دقیقه ای روبرویم می‌ایستد! و هرچه فکر میکند یادش نمی‌آید از جانم چه می‌خواسته!&lt;br /&gt;
یا گاهی انقدر درونم خالی می ماند که خودم سردم می‌شود و یا گاهی آنقدر زیاد خرید میکند و غذا اضافه می آورد و می چپاند در من که به هن هن می‌افتم و کارایی ام را از دست میدهم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حلما ته تقاری خانه، هروقت بداند چیز خوشمزه ای در من هست، برای ناخنک زدن به آن، روزی 250بار درب مرا باز و بسته می‌کند و چون قدش خوب به طبقات بالاتر نمی‌رسد روی نوک پنچه می ایستد و گاهی کثیف کاری می‌کند و مامان زری را برای تمیز کردن من به زحمت می‌اندازد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;حسین همان کسی است که باید سند مرا به نامش بزنند! دست از سرم‌ بر نمی‌دارد.&lt;br /&gt;
در روز 600بار می‌آید سراغم برای خوردن آب. هروقت هم از بازی و دوندگی زیاد گرمش می‌شود می‌آید و به جای کولر از من استفاده می‌کند. سرگرمی اش هم این است که هروقت مامان زری نیست با یک لبخند خبیثانه درم را باز می‌کند و از طبقه اول شروع می‌کند به زیر و رو کردن من، تا انتهای جامیوه ای؛ حتی زیر جاتخم مرغی و بین قرص و داروهای داخل درب مرا هم می‌گردد‌ تا شاید یک خوراکی خوشمزه که مامان زری قایم کرده را پیدا کند و به آن دستبرد بزند. چندروز پیش از داخل ظرف پنیر سالاد الویه پیدا کرده بود و خستگی عملیات جستجو از تنش درآمده بود‌. اما اوج خوشحالی اش آنجا بود که بین فلفل دلمه ها رسید به یک محموله شکلات!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دیروز هم علی آمد سراغم‌. جوان معقول و خوبی ست! مقداری وسایل و میوه ها را جا به جا کرد و همانطور که داشت مرا انداز ورانداز می‌کرد داد زد: &amp;#8221; مامان گشنمه چی بخورم؟؟&amp;#8221;&lt;br /&gt;
-&amp;#8221; یه ساعت دیگه بابات میاد فعلا یه سیب بخور تا وقت غذا بشه.&amp;#8221;&lt;br /&gt;
+&amp;#8221; بقیه غذای ظهر کجاست پس؟ &amp;#8220;&lt;br /&gt;
-&amp;#8221; تموم شد. حلماجان زحمتشو کشید.&amp;#8221;&lt;br /&gt;
علی که حسابی گرسنه اش بود درب مرا محکم به هم کوبید و گفت:&amp;#8221; اَه..این یخچال برا چی اینجاست وقتی هیچوقت هیچی توش نیست که بخوریم؟؟؟&amp;#8221; و رفت!&lt;br /&gt;
و من حیران ماندم گوشه آشپزخانه! خب پسر خوب، به من چه که غذا تمام شده است! مگر قرار است در اوقات بیکاری در خودم غذا هم تولید کنم؟؟&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/من-یخچال-هستم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/من-یخچال-هستم</link>
							</item>
				<item>
			<title>نامه ای به خدا</title>
						<description>&lt;p&gt;سلام علیکم خدمت پروردگار عالم&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ضمن عرض تشکر و قدردانی نسبت به نعمات بی پایان و ارزشمند شما، آرزومندم در رضایت کامل نسبت به امورات جهان و بندگان‌تان به سر ببرید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از آنجا که مطلع هستم به طور دائم در حال رسیدگی به امورات و مطالبات مخلوقاتتان هستید، پس از اطاله کلام پرهیز می‌نمایم.&lt;br /&gt;
همان طور که مستحضرید، یک سال و نیم پیش، به خواست و حول و قوه شما، صاحب دو فرزند پسر شدیم. برای بزرگ کردنشان تاکنون راه ناهمواری را پیموده ایم و هنوز بعد از گذشت 18ماه به علت شیطنت های بیش از حد یکی از آنها و بیماری صعب العلاج دیگری، در شرایط دشواری به سر می‌بریم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این نامه بنا داریم به اطلاع برسانیم از نظر روحی، جسمی و مالی به شدت خسته و کلافه و درمانده شده ایم؛ گاهی هریک از ما عصبی میشویم و صدایمان روی بچه بالا میرود و  جو منزل بسیار متشنج میشود. چندی بعد از آن هم، ناراحتیِ بعد از جر‌ و بحث با همسر و یادآوری اثرات سوء این پرخاشی که نسبت به فرزندمان کرده ایم و عذاب وجدانِ ناشی از این تندیِ صورت گرفته، امانمان را می‌بُرَد.&lt;br /&gt;
گویی زیر بار فشار هایی که متحمل میشویم بسیار کم طاقت شده ایم و در بزنگاه ها نمیتوانیم خوب فکر کنیم و رفتار و گفتار شایسته را از خودمان نشان دهیم‌.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پرورگار عالم&lt;br /&gt;
لطفا بیش از پیش به چشم مرحمت برما نظر کن و از سر تقصیراتمان بگذر و قبل از آن که دیر بشود، نسبت به قرار و آرامش بخشیدن به آقا امیرحسین و شفای عاجل آقا امیرعباس و بالا رفتن ظرفیت و آستانه صبر بنده و همسرم و گره گشایی از سایر مشکلاتمان تمهیدات لازم را مبذول بفرما.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;باتشکر&lt;br /&gt;
بنده ی حقیر شما مبینادرویش&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/نامه-ای-به-خدا-24&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/نامه-ای-به-خدا-24</link>
							</item>
				<item>
			<title> تغییر نظر قبل از رسیدن به مقصد  </title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-1714459242938.jpg?mtime=1714459244&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-1714459242938.jpg?mtime=1714459244&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-393111 alignnone size-full&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;306&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
در قطار اتوبوسی به همراه پسرم، دونفری عازم تهران بودیم. با این که 11ماهش بود برایش بلیط گرفته بودم تا کمتر اذیت شویم.&lt;br /&gt;
در ردیف جلوی ما یک خانواده نشسته بودند. دو دختر 13-14ساله ی دوقلو صندلی جلوی ما، و مادر و پدر و خواهر4-5ساله شان ردیف کناری شان که قطر و اریب با صندلی ما بود.&lt;br /&gt;
در طی سفر مادر و دخترها به خاطر سر و کله زدن با دختربچه ی خانواده، مدام جاهایشان را عوض می‌کردند و او هم با همان یک وجب قدش تا می‌توانست آنها را حرص می‌داد و خدا می‌داند اگر در منزل خودشان بودند چقدر ممکن بود از تک تک شان کتک بخورد.( که البته اواخر مسیر بالاخره صبر مادر را لبریز کرد و نیمچه نوازشی شد! 😂 )&lt;br /&gt;
در تمام مسیر، فقط مادر به امور فرزندان رسیدگی می‌کرد و پدر گویی که قهر باشد یا دلخور و ناراحت، مدام درخودش بود و یا از پنجره، بیرون را تماشا میکرد.&lt;br /&gt;
چندباری که دختر کوچکشان حسابی با شیطنت هایش شورش را درآورده بود، هرلحظه منتظر بودم مداخله ای کند و حداقل تشری به او بزند تا آرام بگیرد اما صد رحمت به واکنش نقی معمولی نسبت به تقلب کردن سارا و نیکا! ایشان فقط چند لحظه خیره و کلافه به دخترش نگاه میکرد و بدون اینکه چیزی بگوید روی برمیگرداند و سعی میکرد خودش را سرگرم گوشی یا تماشای مناظر بیرون نشان دهد.&lt;br /&gt;
پیش خودم برای این رفتارهای غیرمعمولی پدر خانواده دنبال علت گشتم. مثلا گفتم شاید با مادر خانواده جر و بحثی داشتند و حال قهرند و دارد محض تنبیه، نسبت به کارهایشان بی تفاوتی نشان می‌دهد؛ یا شاید از اول با همسرش توافق کرده اند مادر همه کاره باشد و او کاری با بچه ها نداشته باشد؛ یا شاید از آن آدم های متحجر و عقب مانده ایست که جنسیت بچه برایش مهم است و داشتن سه فرزند دختر، حسابی از زندگی سرد و ناامیدش کرده و علاقه ای به فرزندان و خانواده اش ندارد. و&amp;#8230;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چند باری هم با مادر خانواده هم کلام شدیم و جواب سوال هایش را دادم که کجا میرویم و چرا میرویم و همسرم کجاست و چند فرزند دارم و&amp;#8230; ؛ اما از آنجا که اگر از کنجکاوی بمیرم باز هم راجب به زندگی کسی کند و کاو نمیکنم، سوالی بابت این مدل رفتار پدر با اهل بیتش از او نپرسیدم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;طبق حرفهای این خانوم مقصدشان قبل از تهران بود. کم کم وسایلشان را جمع کردند. اما ظاهرا مقصد پدر با بقیه خانواده یکی نبود؛ چرا که بعد از توقف در ایستگاه موردنظر، مادر یکی یکی بچه ها را راهی درب خروجی کرد و در لحظه آخر نگاهی به پدر انداخت و باز هم با بی اعتنایی همسرش روبرو شد و بدون خداحافظی از هم جدا شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چیزی از پیاده شدن آنها و به راه افتادن مجدد قطار نگذشته بود که یک خانم سی و چند ساله با وضعیت ظاهری قابل تحملی از واگن بغل آمد و با وجود جاهای خالی دیگری که بود کنار این آقا نشست. کمی جاخوردم و باخودم گفتم ان شاالله که ذهن من مریض و منحرف است و داستان آن چیزی نیست که من فکر میکنم!&lt;br /&gt;
همان ابتدا از صحبت هایشان فهمیدم که حداقل بحث خیانت از پیش فکر شده و آشنایی و قرار قبلی و پیچاندن زن و بچه در کار نیست و گویا تازه دارند آشنا می‌شوند!&lt;br /&gt;
برایم عجیب بود که با این خانم گپ و گفت صمیمی و خوبی را داشتند؛ اما رفتارش با همسر و فرزندانش مانند برج زهرمار بود و کلمه ای با آنها حرف نمی‌زد.&lt;br /&gt;
همسر این آقا چادری و محجبه و متین بود اما این خانم هم با وجود کم حجاب بودنش باز هم عشوه و ادا و پوشش زننده ای برای جلب توجه نداشت؛ ولی انقدر راحت سلام و احوال پرسی کردو مشغول خوش و بش شدند که به سرعت نور جرقه هایی بین شان زده شد!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چیزی نمانده بود که برسیم.&lt;br /&gt;
پسرم در طی مسیر خواب بود و از سر بیکاری گوشهایم خود به خود صحبتهای چند ردیف جلوتر و عقب تر را می‌شنید!&lt;br /&gt;
از لابلای صحبت های پدر خانواده تازه‌ متوجه شدم مجرد است!!!&lt;br /&gt;
درست شنیدید مجرد!&lt;br /&gt;
یعنی از اول کاملا اشتباه کرده بودم!&lt;br /&gt;
زن و خانواده ای در کار نبوده است و ظاهرا آن خانم که پیاده شد 3بلیط خریده بوده که دوصندلی کنار هم، و یک صندلی کنار این آقا بوده است!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;درطی مسیر راجب به این آقا به چه چیزهایی فکر می‌کردم و بعد از آمدن آن خانم غریبه چقدر به این افکار دامن زده شد..&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و چقدر دردم آمد از این که، از اشتباه چشم ها و خطای فکرم، رسیده بودم به قضاوت های آن چنانی! هرچند همه آن قضاوتها صرفا در سر من معلق بودند و ذره ای در رفتار و گفتار من بروز داده نشدند؛ اما در همین حد هم باعث ظن بد من نسبت به این آقا شده بود.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/nتغییر-نظر-قبل-از-رسیدن-به-مقصدnn&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/nتغییر-نظر-قبل-از-رسیدن-به-مقصدnn</link>
							</item>
				<item>
			<title>در تظاهرات همه بودند!</title>
						<description>&lt;p&gt;اول صبحی دیدن مادری ک اهل سنت است و در سرمای زمستانی، لباس محلی شان را به تن بچه های قدو نیم قدش کرده است و به میدان آمده تا مشت بر دهان آمریکا بکوبد؛ حال دلت را خوب میکند&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;صورتهای بچه ها که پرچم ایران بررویش نقاشی شده، زبان شیرین و لحن دلنشین شعار دادن کودکانی که هنوز خوب بلد نیستند حرف بزنند، تقلای افراد پیرو سالخورده برای جا نماندن از جوان ترها در شعار دادن و راه رفتن، حضور اقشار مختلف مردم از کارمندان ارگان های مختلف تا شغل آزادی ها و خانه دارها&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بد نیست بدانید که برخی شهرما را شهر 72ملت میدانند؛&lt;br /&gt;
فارس، ترکمن، بلوچ، سیستانی، زابلی، شمالی، ترک، کرد، کرمانج و &amp;#8230;..&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;در این تظاهرات همه بودند! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این یعنی زیادند کسانی که ایران را دوست دارند&amp;#8230;&lt;br /&gt;
این جماعت میدانند مادامی که باهمند دست خدا برسرشان است!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و همین وحدت و یکدلی ست که دشمن را میترساند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ان شاالله پاینده باد ایران و پاینده باد انقلاب اسلامی ?  ✌&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-image--440778806jpg.jpg?mtime=1581471749&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-image--440778806jpg.jpg?mtime=1581471749&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-267296 alignnone size-full&quot; width=&quot;1224&quot; height=&quot;1632&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-image-736569002jpg.jpg?mtime=1581471760&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-image-736569002jpg.jpg?mtime=1581471760&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-267297 alignnone size-full&quot; width=&quot;1224&quot; height=&quot;1632&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C_%D8%A7%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#من_انقلابی_ام&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA_%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#یادداشت_روزانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#وحدت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/در-تظاهرات-همه-بودند&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/در-تظاهرات-همه-بودند</link>
							</item>
				<item>
			<title>امام زمان همینجاست...</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 16px;&quot;&gt;چندوقتی ست توجهم به این موضوع جلب شده است و هربار میخواهم در کاری سستی و تنبلی به خرج دهم این مطلب یادم می آید و مثل فنر از جا میپرم!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;زندگی زیباتر خواهد شد اگر فکر کنیم امام زمان دارد میبیند. &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
اصلا چه اشکال دارد فکر کنیم امام زمان مهمان خانه ی محقر ما شده است؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر چنین مهمانی داشته باشی،&lt;br /&gt;
محض ریا هم که باشد نماز صبحت را به تاخیر نمی اندازی!&lt;br /&gt;
یعنی کلا اعمال عبادی را با حال بهتری انجام میدهی&amp;#8230;&lt;br /&gt;
به بهانه ی حضور او، غذای خوب و باکیفیتی که برای همسر و فرزندانت میپزی منحصر به اخر هفته ها نمیشود&amp;#8230;&lt;br /&gt;
یا اصلا برای ظاهرسازی هم که باشد رویت نمیشود در حضور او با اعضای خانواده ات تندی و بدرفتاری کنی..یا حقوقشان را نادیده بگیری&amp;#8230;&lt;br /&gt;
خانه ات را همیشه مرتب نگه میداری&amp;#8230;&lt;br /&gt;
هرسریال و فیلمی را نگاه نمیکنی!&lt;br /&gt;
برای درس ات وقت میگذاری وتمرکز به خرج میدهی که بگویی برای طلبگی ات ارزش قائلی!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;و هزاران چیز دیگر که باوجود این مهمان درخانه تان، ترک و یا به نحو احسن انجام میپذیرد&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر دقت کنید میبینید&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;چقدر حضور این مهمان با برکت است! &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
بیایید بافکر حضورش در کنارمان زندگی کنیم&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D8%A7_%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4_%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#امام_زمان_را_فراموش_نکنیم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D9%84%D8%A8%DB%8C%DA%A9_%DB%8C%D8%A7_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#لبیک_یا_مهدی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%DA%A9%D9%86&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#مهدوی_زندگی_کن&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#عکس_ازخودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/امام-زمان-همینجاست&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/امام-زمان-همینجاست</link>
							</item>
				<item>
			<title>سه دقیقه در قیامت</title>
						<description>&lt;p&gt;معمولا آنهایی که سختشان است دراین دنیا هوای نفسشان را کنترل کنند و به خودشان سختی بدهند، دست به انکار میزنند!&lt;br /&gt;
مثلا میگویند چه قیامتی؟ چه حساب و کتابی؟ چه عذابی؟ اصلا چه کسی از قبر سر برآورده است که بگوید آن دنیا چه خبر است؟؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;درجواب این ها باید گفت برای خبر آوردن از آن دنیا نیازی نیست که از خانه ابدی ات سر بلند کنی!&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;اگر در حد سه دقیقه هم بمیری بازهم میتوانی ناقل خیلی خبرها از آنجا باشی!!! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;منظورم &lt;strong&gt;&amp;#8221; تجربه نزدیک به مرگ است &amp;#8221; &lt;/strong&gt; یا &lt;strong&gt;&amp;#8221; NDE &amp;#8221; &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
این که آدم بمیرد و باز زنده شود و در این فاصله ی مردن و زنده شدن چیزهایی ببیند که برای ما عجیب و حتی باورنکردنی باشد؛&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما همواره شنیده ایم افرادی بوده اند که فارق از جنسیت یا سن و سالی که دارند و حتی بدون آن که اعتقادی به خدا و قیامت داشته باشند، بعد از احیاشدن در اتاق عمل، یا بعد از خروج از دوره ی کما و بیهوشی شان، این تجربه ی عجیبشان را بازگو کرده اند؛&lt;br /&gt;
بسیاری از آنها با دادن نشانه هایی از مکالمات و حرکات افراد در اتاق عمل و حتی اعمال خانوادشان پشت در اتاق عمل، همه را به شگفتی وا داشته اند&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;کتاب سه دقیقه در قیامت &lt;/strong&gt; ، کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است&amp;#8230;&lt;br /&gt;
موضوع کتاب درباره ی شخصی است که صاحب تجربه نزدیک به مرگ بوده است؛ شخصی که در اتاق عمل حضرت عزراییل اورا درآغوش میگیرد و پای حساب و کتاب میبرد تا خودش کتاب اعمالش را بخواند!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما درنهایت به خاطر دعاهای خیری که درآن لحظه درحقش میشد و وساطت بانوی دوعالم خانم فاطمه زهرا(س)، به این دنیا باز میگردد&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;وحالا برایمان تعریف کرده که چه دیده و شنیده و نحوه ی حسابرسی اعمال به چه نحوی بوده است&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پیشنهاد میکنم این کتاب را مطالعه کنید&amp;#8230;&lt;br /&gt;
کوچک و کم حجم است، اما بسیار پرمغز؛همچنین روان و بدون هیچ تکلفی نوشته شده است.&lt;br /&gt;
خواندنش وقت زیادی ازشما نمیگیرد&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#معرفی_کتاب&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%B3%D9%87_%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87_%D8%AF%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#سه_دقیقه_درقیامت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%B9%DA%A9%D8%B3_%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#عکس_تولیدی_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-image-239954087jpg.jpg?mtime=1580452069&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://mobina1376.kowsarblog.ir/media/blogs/mobina1376/mobile/wp-image-239954087jpg.jpg?mtime=1580452069&quot; alt=&quot;&quot; class=&quot;wp-image-265857 alignnone size-full&quot; width=&quot;1632&quot; height=&quot;1224&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/سه-دقیقه-در-قیامت-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/سه-دقیقه-در-قیامت-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>حمایت از فیلم های ارزشی</title>
						<description>&lt;p&gt;دیشب توفیق اجباری نصیبمان شدو رفتیم سینما فیلم &amp;#8220;23نفر&amp;#8221; را دیدیم&amp;#8230;&lt;br /&gt;
جالب بود و دیدنی.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;span id=&quot;img_container_1580447358761&quot; class=&quot;img_container&quot;&gt;&lt;progress id=&quot;progress_1580447358761&quot; value=&quot;0.9&quot; class=&quot;wp_media_indicator&quot; contenteditable=&quot;false&quot;&gt;&lt;/progress&gt;&lt;/span&gt;&lt;img data-wpid=&quot;1580447358761&quot; src=&quot;/storage/emulated/0/WordPress/images/wp-1580447358646&quot; alt=&quot;&quot; style=&quot;font-size: 16px;&quot; class=&quot;uploading&quot; /&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;واقعی بودن داستان، غیرمشهور بودن بازیگران، شباهتشان به آن 23نفر واقعی و به تصویر کشیدن گوشه ای از زندگی ملاصالح همراه آنان و &amp;#8230; فیلم را دیدنی کرده بود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اما عجیب است که این فیلم درلیست فروش تقریبا آخرین رتبه را به خود اختصاص داده است؛&lt;br /&gt;
مگر مردم از یک فیلم چه میخواهند که درآن پیدا نمیکنند؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چرا &amp;#8220;مطرب&amp;#8221; باید در صدر قرار بگیرد و این فیلم زیبا و انقلابی بیاید این پایین ها جا خوش کند؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;چرا ما مذهبی ها کم به سینما میرویم؟&lt;br /&gt;
چرا مدام منتظریم فیلمها از پرده سینما پایین بیاید و درتلویزیون به تماشایش بنشینیم؟&lt;br /&gt;
چرا تبلیغ نمیکنیم تا مردمی که کتاب نمیخوانند حداقل به سمت دیدن فیلم های ارزشی کشیده شوند؟&lt;br /&gt;
شما بگویید، آیا حمایت از فیلم های ارزشمند انقلابی جزو شرح وظایف ما نیست؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;* فیلم &lt;a href=&quot;post_tag://%D9%85%D8%B7%D8%B1%D8%A8&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#مطرب&lt;/a&gt; تقریبا هفته ای 1میلیارد و200تومان فروش داشته است، این درحالی ست که فروش هفتگی &lt;a href=&quot;post_tag://23%D9%86%D9%81%D8%B1&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#23نفر&lt;/a&gt; به 200میلیون هم نمیرسد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;*دنبال عکس از 23نفر میگشتم، حاج قاسم را بین شان دیدم؛&lt;br /&gt;
آن را هم محض تبرک بین عکسها قرار دادم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A8%D9%87_%D9%82%D9%84%D9%85_%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#به_قلم_خودم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#دلنوشته&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%A2%D9%86_23&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#آن_23&lt;/a&gt;نفر&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;post_tag://%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7&quot; class=&quot;hashtag&quot;&gt;#سینما&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/حمایت-از-فیلم-های-ارزشی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/حمایت-از-فیلم-های-ارزشی</link>
							</item>
				<item>
			<title>گاهی به پایین تر از خودت نگاه کن</title>
						<description>&lt;p&gt;​#به_قلم_خودم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;#تابستان_داغ&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شاید برایتان پیش آمده باشد که در این #تابستان_داغ برای کاری از خانه بیرون میروید و درهمان حال که به زمین و زمان بد میگویید که ای بابا این چه وضع ترافیک است، چرا تاکسی کولر ندارد، چرا مغازه ی مورد نظر آنقدر دور است، چرا آنقدر آفتاب داغ است و&amp;#8230; چشمتان به پیرمرد رفتگری می افتد که با آن سن و سال مشغول لای روبی از جوب های کنار جدول است؛&amp;nbsp;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;راستش میخواستم هشتک بزنم تابستان وقتی داغ میشود که برای خرج و مخارج زندگی وگذران امور مجبور باشی کار کنی و ساعتها از چشمها ودستهاو گردن و کمرِ مبارک مایه بگذاری، کوک پشت کوک بزنی و با دستهای آغشته به چسبت کلنجار بروی و گاهی بخاطر یک اشتباه کوچک در سنبه کاری کار و زحمتت را چندبرابر کنی و&amp;#8230;&lt;br /&gt;
اما در حقیقت داغی تابستان را وقتی لمس میکنی که مقایسه ای درکار باشد&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مثلا گرمای منِ شمال نشین کجا و گرمای اهل جنوب کجا؟؟!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یا مثلا گرمای منِ خانه نشین کجا و آن که در فضای باز کار میکند کجا؟؟!&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مثلا کار من کجا و کار آن پیرمرد زحمت کش کجا؟؟&lt;br /&gt;
با همین مقایسه کوچک دیدم منی که در خانه و زیر باد پنکه و کولر کار میکنم، گاهی روی زمین و گاهی روی مبل مینشینم، گاهی دراز میکشم، تلویزیون میبینم،به وقتش آشپزی میکنم و به کارهای خانه میرسم، اگر بخواهم یک روز کامل کار را تعطیل میکنم و به مهمانی و خرید میروم و&amp;#8230; سختی کار برایم چه معنایی دارد؟؟؟&lt;br /&gt;
سختی کار را آنی میفهمد که مجبور است ده ساعت از روزش را سرپا..کنار خیابان..گاه بین زباله ها و با بوی تعفن..زیرآفتاب سوزان و بادگرم.. و تک و تنها و بدون هم صحبت بگذراند..و یا اگر یک روز نرود سرکار از طرف صاحبکارش سرزنش و توبیخ میشود &amp;#8230;.&lt;br /&gt;
آری&amp;#8230;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به راستی چه زیبا گفت امیرالمومنان علی (ع) که:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;#8220;در مسائل دنیوی به زیر دست خود و در مسائل اخروی به بالا دست خود بنگرید&amp;#8221;&lt;br /&gt;
حقیقتا اگر ما این سخن گهربار را سرلوحه خود قرار دهیم بسیاری از پستی و بلندی های زندگی به دلمان هموار میشود&amp;#8230;&lt;br /&gt;
یاعلی&amp;#8230;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://mobina1376.kowsarblog.ir/گاهی-به-پایین-تر-از-خودت-نگاه-کن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://mobina1376.kowsarblog.ir/گاهی-به-پایین-تر-از-خودت-نگاه-کن</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
